صلای آشنایش ، دل نوازترین ترنّم عشقی است که دست دل ها را می گیرد و از مدینه تا مرو و نیشابور و توس ، پروازشان می دهد .
نقّاره ، ندای بیدارباشی است که محبوب را هر صبح و شام در جام خاطره می ریزد و گِل مهربانی را بر بام بیداری به شکوفایی وا می دارد .
نقّاره ، نقبی است که گام ها را به روشنایی پیوند می خواند و نقش جان ها را در قرب آرزوهای طلایی دیدار ، جاودانه می کند .
نقّاره ، قار قارِ کلاغان اندوه را از صورت ها و سیرت ها می راند و شکوه شایستگی و شفا و شفاعت را در آیینه های مضاعف به تلالو وا می دارد .
نقّاره ، نقاهت نفس ها را التیام می بخشد و دل را به محضر دلدار ، میهمان می کند .

نقّاره ، ناقل نوای تن ها و دل های عاشقی است که در سرسرای بیداری می پیچد و هزاران پنجره از شادی بر روی همه ی شایستگانی می گشاید که قصدشنا ، در دریای رستگاری را دارند .
نقّاره ، رازناک ترین ، نجوای موزون و دل انگیزی است که نام و یاد حضرت معشوق را چونان شبنمی بر چهره ی گلِ ایام می نشاند و چشم روشن بینان ، حق جویان و راه پویان را به پیمان و ژرفای ایمان ، رهنمون می شود .
نقّاره ، هزار آوای داستان سرای سادگی و لطافت ، ماه نمای راه های وصال و سال نمای سیلان صمیمت و صفاست .
نقّاره ، زنگار زدای لحظه های تاخیر در دیدار محبوب قلوب و درای هشدار دهنده ی قافله های قبله پیماست .
نقّاره ! نوازش گوش دل های ما را فراموش نکن !
« السلام علیک یا غریب الغربا ، السلام علیک یا معین الضعفا ... »
نظرات شما عزیزان: